...انتظار
...××تقدیم به کسی که با رفتنش یک دنیا انتظار برایم گذاشت××....
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شو مرد نجواکنان گفت :« ای خداوند و ای روح بزرگ ، با من حرف بزن .» و چکاوکی با صدای قشنگی خواند ، اما مرد نشنید . توی سفره خالی ما ... توی چروک های صورت مادربزرگ ....توی ناله های زنی که داره وضع حمل می کنه ... توی پینه های دست ادمهای بدبخت و فقیر ... توی ارزوهای دخترهای فقیر دم بخت که دوست دارند کسی با اسب سفید بالدار بیاد و اونها رو از نکبت فقری که توش گیر کرده اند نجات بده ... دختری کنجکاو می پرسید: ایهاالناس عشق یعنی چه؟ دختری گفت اولش رویا... آخرش بازی است و بازیچه. مادرش گفت عشق یعنی رنج پیله و زخم و تاول کف دست.... خبرش را شنيده بودند من از طلوع چشم تو دل به نماز داده ام هی فلانی!
می دانی؟! می گویند رسم زندگی چنین است : می آیند ... می مانند ... عادتت می دهند ... و می روند ... و تو در خود می مانی و تو تنها می مانی! راستی! نگفتی! آیا رسم تو نیز چنین است؟! مثل همه ی فلانی ها ؟!
عشقی که بایک نگاه آغاز میشود باشناخت سست تر و سست تر میشود ولی عشقی که باشناخت آغاز میشود باهرنگاه عمیق و عمیقی تر میشود

ادامه مطلب
و سپس دوباره فریاد زد : « با من حرف بزن » و برقی در آسمان جهید و صدای رعد در آسمان طنین افکن شد ، اما مرد باز هم نشنید .
مرد نگاهی به اطراف انداخت و گفت : « ای خالق توانا ، پس حداقل بگذار تا من تو را ببینم .» و ستاره ای به روشنی درخشید ، اما مرد فقط رو به آسمان فریاد زد :
« پروردگارا ، به من معجزه ای نشان بده » و کودکی متولد شد و زندگی تازه ای آغاز شد ، اما مرد متوجه نشد و با ناامیدی ناله کرد :« خدایا ، مرا به شکلی لمس کن و بگذار تا بدانم اینجا حضور داری .»
پروانه ای پرید.......
اما مرد با حرکت دست ، حتی پروانه را هم از خود دور کرد و قدم زنان رفت ....
ادامه مطلب

ادامه مطلب
ماهي هايم ولي نگران نبودند
آسوده در تنگ مي رقصيدند
با خود گفتم نكند نمي دانند چه خواهد شد
ماهي قرمزم را صدا زدم
گرم رقص بود
كنار ديوار شيشه اي تنگ ايستاد
گفتم شنيده اي كه از اين پس
ساكنان سفره ي هفت سين همگي سين دارند
ديگر نه آينه ، نه ماهي و نه قرآن جايي در سفره ندارند
ماهي ام خنديد
چيزي نگفت
دوستش صدايش زد
ستاره، آدم ها را رها كن
بيا منتظرم
ماهي ام نامش را تغيير داده بود
و من مات آن شدم كه ديگر جاي ماهي
ستاره سر سفره ام دارم ...
در عوض قضاي آن عمر دراز داده ام......


| Design By : Night Skin |


